Keyboard shortcuts

Press or to navigate between chapters

Press S or / to search in the book

Press ? to show this help

Press Esc to hide this help

سرزمین راست: ماجراهای فریس خرچنگ فضایی

فصل ۵: کارت شناسایی هیولاها (Structs)

📑 فهرست فصل

۵.۱. هیولای من چه شکلیه؟
۵.۱.۱. داستان: دفترچه‌ی هیولاهای فریس
۵.۱.۲. مشکل: چند تا متغیر جداگانه
۵.۱.۳. معرفی struct به عنوان قالب کارت شناسایی
۵.۲. فرم استخدام هیولا (تعریف Struct)
۵.۲.۱. نوشتن یک struct ساده
۵.۲.۲. قرارداد نام‌گذاری PascalCase
۵.۲.۳. فیلدها و نوع آن‌ها
۵.۲.۴. تمرین: struct سفینه فضایی
۵.۳. معرفی هیولای جدید (Instance)
۵.۳.۱. ساختن یک نمونه از struct
۵.۳.۲. دسترسی به فیلدها با نقطه
۵.۳.۳. تغییر فیلدها (با mut)
۵.۳.۴. اختصار Field Init Shorthand
۵.۳.۵. ساختن نمونه از روی نمونه دیگر (struct update syntax)
۵.۴. کارهایی که هیولا می‌تونه بکنه (Methods)
۵.۴.۱. تفاوت تابع و متد
۵.۴.۲. نوشتن اولین متد با impl
۵.۴.۳. پارامتر &self
۵.۴.۴. متد با پارامترهای اضافی
۵.۴.۵. متد با مقدار بازگشتی
۵.۴.۶. متد تغییردهنده (&mut self)
۵.۴.۷. توابع مرتبط (Associated Functions)
۵.۵. پروژه: دفترچه هیولاها
۵.۵.۱. ساخت Vec از هیولاها
۵.۵.۲. حلقه برای غرش کردن همه
۵.۵.۳. پیدا کردن قوی‌ترین هیولا
۵.۵.۴. تمرین: متد is_stronger_than
۵.۶. جمع‌بندی و چالش
۵.۶.۱. مرور مفاهیم
۵.۶.۲. چالش: struct Student و نمره


۵.۱. هیولای من چه شکلیه؟

۵.۱.۱. داستان: دفترچه‌ی هیولاهای فریس

فریس در سفرهای فضایی‌اش با کلی موجود عجیب و غریب آشنا شده. بعضی‌هاشان غول‌پیکرند، بعضی‌هاشان کوچولو و بانمک. فریس تصمیم گرفته یک دفترچه درست کند و مشخصات هر هیولا را در آن یادداشت کند: اسمش چیست؟ چه رنگی است؟ چند تا پا دارد؟ قدرتش چقدر است؟
این مشخصات برای هر هیولا دقیقاً مثل یک کارت شناسایی می‌ماند. در برنامه‌نویسی وقتی می‌خواهیم اطلاعات مربوط به یک چیز را یکجا و مرتب نگه داریم، از یک ابزار فوق‌العاده به اسم struct (مخفف Structure) استفاده می‌کنیم.

۵.۱.۲. مشکل: چند تا متغیر جداگانه

اگر بخواهیم بدون struct اطلاعات یک هیولا را ذخیره کنیم، مجبوریم کلی متغیر جداگانه بسازیم:

#![allow(unused)]
fn main() {
let name = String::from("دودو");
let color = String::from("سبز");
let legs = 4;
let power = 100;
}

برای یک هیولا بد نیست. ولی اگر ده تا هیولا داشته باشیم، کلی متغیر با اسم‌های قاطی‌پاتی مثل name2, color3 درست می‌شود که خیلی زود گیج‌کننده می‌شود! تازه، نمی‌توانیم همه‌ی این اطلاعات را مثل یک بسته‌ی آماده به یک تابع بدهیم.

۵.۱.۳. معرفی struct به عنوان قالب کارت شناسایی

struct به ما اجازه می‌دهد چند تکه اطلاعات را کنار هم بگذاریم و بهشان یک اسم واحد بدهیم. در واقع struct مثل یک قالب خالی کارت شناسایی می‌ماند. اول قالب را طراحی می‌کنیم (می‌گوییم هر کارت چه بخش‌هایی دارد)، بعد با استفاده از آن قالب، کارت‌های واقعی برای هیولاهای مختلف پر می‌کنیم.
این یعنی تو داری یاد می‌گیری چطور اطلاعات دنیای واقعی را داخل کامپیوتر مدل کنی – گامی دیگر برای تبدیل شدن به یک جادوگر کامپیوتر! 🧙‍♂️

👨‍👩‍👧 نکته برای والدین و مربیان
Structها یکی از مهم‌ترین ابزارهای Rust (و بسیاری زبان‌های دیگر) هستند. آن‌ها به کودک کمک می‌کنند تا داده‌های مرتبط را گروه‌بندی کند – مهارتی فراتر از برنامه‌نویسی. کتاب رسمی Rust فصل کاملی درباره‌ی structها دارد:
doc.rust-lang.org/book/ch05-00-structs.html

[Illustration: Cartoon illustration of a magical notebook open on a wooden desk. The left page shows messy scattered variables with tangled strings. The right page shows a clean, glowing ID card template with slots for “Name”, “Color”, “Legs”, “Power”. Ferris the crab stands proudly pointing at the clean page. Style: vibrant children’s book, educational metaphor, soft lighting, 16:9.]


۵.۲. فرم استخدام هیولا (تعریف Struct)

۵.۲.۱. نوشتن یک struct ساده

با کلمه‌ی کلیدی struct شروع می‌کنیم، اسم قالب را می‌نویسیم و داخل آکولاد {} فیلدهایش را تعریف می‌کنیم:

#![allow(unused)]
fn main() {
struct Monster {
    name: String,
    color: String,
    legs: u8,
    power: u32,
}
}

این کد یعنی: «یک قالب جدید به اسم Monster داریم. هر چیزی که از این قالب ساخته شود، چهار بخش دارد: یک اسم (String)، یک رنگ (String)، تعداد پا (u8 یعنی عدد صحیح کوچک مثبت) و قدرت (u32).»

۵.۲.۲. قرارداد نام‌گذاری PascalCase

در Rust یک رسم قشنگ داریم: اسم structها را به صورت PascalCase می‌نویسیم. یعنی هر کلمه با حرف بزرگ شروع شود و فاصله نداشته باشد. مثال: Monster، SpaceShip، StudentGrade.
اسم فیلدها اما با snake_case نوشته می‌شود: همه حروف کوچک و با زیرخط (_) جدا می‌شوند. مثال: name, legs_count, fuel_amount.

۵.۲.۳. فیلدها و نوع آن‌ها

هر فیلد یک اسم و یک نوع (Type) دارد. می‌توانی از هر نوعی که تا حالا یاد گرفتی استفاده کنی: i32, f64, bool, char, String و حتی structهای دیگر! مثلاً می‌توانی یک struct برای مختصات بسازی و بگذاریش داخل Monster:

#![allow(unused)]
fn main() {
struct Coordinates {
    x: f64,
    y: f64,
}

struct Monster {
    name: String,
    position: Coordinates,
    // بقیه فیلدها...
}
}

۵.۲.۴. تمرین: struct سفینه فضایی

یک struct به اسم SpaceShip تعریف کن که سه فیلد داشته باشد:

  • fuel از نوع u32 (سوخت باقی‌مانده)
  • passenger_count از نوع u8 (تعداد مسافران)
  • model از نوع String (مدل سفینه)

💡 پاسخ:

#![allow(unused)]
fn main() {
struct SpaceShip {
    fuel: u32,
    passenger_count: u8,
    model: String,
}
}

[Illustration: Educational infographic showing a Rust struct definition as a blueprint sheet. Fields are highlighted with colorful tags matching their data types (String=blue, u8=green, u32=orange). Ferris holds a ruler and pencil, drawing the blueprint. Style: clean, modern educational cartoon, bright colors, 16:9.]


۵.۳. معرفی هیولای جدید (Instance)

۵.۳.۱. ساختن یک نمونه از struct

حالا که قالب Monster را داریم، نوبت است یک هیولای واقعی ازش بسازیم. به این کار می‌گویند ساختن نمونه (Instance). اسم struct را می‌نویسیم و داخل {} به هر فیلد یک مقدار می‌دهیم:

#![allow(unused)]
fn main() {
let monster1 = Monster {
    name: String::from("دودو"),
    color: String::from("سبز"),
    legs: 4,
    power: 100,
};
}

حالا monster1 یک هیولای واقعی است که اطلاعات دودو را در خودش نگه داشته.

۵.۳.۲. دسترسی به فیلدها با نقطه

برای خواندن مقدار یک فیلد، از نقطه (.) استفاده می‌کنیم. دقیقاً مثل وقتی که به یک آدرس ایمیل یا وب‌سایت می‌رسی:

#![allow(unused)]
fn main() {
println!("اسم هیولا: {}", monster1.name);
println!("قدرت: {}", monster1.power);
}

۵.۳.۳. تغییر فیلدها (با mut)

اگر بخواهیم بعداً یک فیلد را عوض کنیم (مثلاً هیولا تمرین کند و قدرتش بیشتر شود)، باید خود نمونه را موقع ساخت با mut تعریف کرده باشیم:

#![allow(unused)]
fn main() {
let mut monster2 = Monster {
    name: String::from("بمبی"),
    color: String::from("قرمز"),
    legs: 2,
    power: 50,
};

monster2.power = 75;  // الان قدرت بمبی شد ۷۵
}

۵.۳.۴. اختصار Field Init Shorthand

اگر قبلاً متغیرهایی ساخته باشی که اسمشان دقیقاً با اسم فیلدهای struct یکی باشد، می‌توانی به جای تکرار name: name فقط اسم متغیر را بنویسی:

#![allow(unused)]
fn main() {
let name = String::from("دودو");
let color = String::from("سبز");
let legs = 4;
let power = 100;

let monster = Monster {
    name,   // یعنی name: name
    color,  // یعنی color: color
    legs,   // یعنی legs: legs
    power,  // یعنی power: power
};
}

این کار کد را کوتاه‌تر و خواناتر می‌کند. 🧹✨

۵.۳.۵. ساختن نمونه از روی نمونه دیگر (struct update syntax)

گاهی می‌خواهیم یک هیولای جدید بسازیم که خیلی شبیه یک هیولای قبلی است، فقط مثلاً اسمش فرق می‌کند. به جای نوشتن دوباره‌ی همه‌ی فیلدها، از علامت .. استفاده می‌کنیم:

#![allow(unused)]
fn main() {
let monster2 = Monster {
    name: String::from("بمبی"),
    ..monster1   // بقیه فیلدها را از monster1 کپی کن
};
}

⚠️ نکته‌ی مهم: این کار باعث انتقال مالکیت (Move) می‌شود! یعنی اگر فیلدی مثل name از نوع String باشد (که Copy نیست)، بعد از این خط دیگر نمی‌توانی از monster1.name استفاده کنی چون مالکیتش رفته پیش monster2. اما فیلدهای عددی مثل legs و power چون Copy هستند، کپی می‌شوند و monster1 هنوز می‌تواند ازشان استفاده کند.
فعلاً همین را بدانید که .. راحت است اما مراقب مالکیت باشید. (در آینده با clone() هم آشنا خواهید شد.)

[Illustration: Split illustration: Left side shows a crab holding a “monster blueprint” copying data to a new card using a “..” stamp. Right side shows a warning sign: “String fields move ownership!”. Ferris explains with a friendly gesture. Style: playful technical metaphor, children’s book illustration, clear visual cues, 16:9.]


۵.۴. کارهایی که هیولا می‌تونه بکنه (Methods)

۵.۴.۱. تفاوت تابع و متد

تابع (Function) یک بلوک کد مستقلی است که می‌تواند پارامتر بگیرد و مقدار برگرداند (مثل add در فصل قبل).
متد (Method) تابعی است که به یک struct چسبیده است. متدها با نقطه (.) روی نمونه‌ها صدا زده می‌شوند و اولین پارامترشان همیشه به خود نمونه اشاره دارد (معمولاً &self). مثل وقتی که می‌گویید «هیولا غرش کن!» به جای «غرش کن هیولا را!».

۵.۴.۲. نوشتن اولین متد با impl

برای تعریف متد برای یک struct، از بلوک impl (مخفف implementation) استفاده می‌کنیم:

#![allow(unused)]
fn main() {
impl Monster {
    fn roar(&self) {
        println!("{} غرغروووو!", self.name);
    }
}
}

حالا می‌توانیم برای هر هیولایی که داریم، این متد را صدا بزنیم:

#![allow(unused)]
fn main() {
let dodo = Monster { /* ... */ };
dodo.roar();  // چاپ می‌کند: "دودو غرغروووو!"
}

۵.۴.۳. پارامتر &self

&self یک مرجع غیرقابل تغییر (immutable) به نمونه‌ی جاری است. یعنی متد می‌تواند فیلدها را بخواند ولی نمی‌تواند تغییرشان بدهد. سه حالت اصلی برای self داریم: 🔹 &self : فقط خواندن (رایج‌ترین حالت)
🔹 &mut self : خواندن و تغییر دادن (نیاز دارد نمونه mut باشد)
🔹 self : گرفتن مالکیت نمونه (بعد از صدا زدن، نمونه از بین می‌رود – کمتر استفاده می‌شود)

۵.۴.۴. متد با پارامترهای اضافی

می‌توانیم به متد، علاوه بر &self، پارامترهای دیگر هم بدهیم:

#![allow(unused)]
fn main() {
impl Monster {
    fn attack(&self, target: &str) {
        println!("{} به {} حمله کرد با قدرت {}!", self.name, target, self.power);
    }
}
}

صدا زدن:

#![allow(unused)]
fn main() {
dodo.attack("بیل");
// خروجی: دودو به بیل حمله کرد با قدرت 100!
}

۵.۴.۵. متد با مقدار بازگشتی

متدها هم مثل توابع می‌توانند مقدار برگردانند:

#![allow(unused)]
fn main() {
impl Monster {
    fn power_level(&self) -> u32 {
        self.power
    }
}
}

۵.۴.۶. متد تغییردهنده (&mut self)

اگر بخواهیم متد بتواند فیلدهای نمونه را تغییر دهد (مثلاً قدرت هیولا را زیاد کند)، باید از &mut self استفاده کنیم و خود نمونه هم mut باشد:

#![allow(unused)]
fn main() {
impl Monster {
    fn heal(&mut self, amount: u32) {
        self.power += amount;
        println!("{} قدرت گرفت و شد {}!", self.name, self.power);
    }
}
}

استفاده:

#![allow(unused)]
fn main() {
let mut bombi = Monster { /* ... */ };
bombi.heal(20);
}

۵.۴.۷. توابع مرتبط (Associated Functions)

گاهی به تابعی نیاز داریم که روی نمونه‌ی خاصی کار نکند، بلکه یک کار کلی برای struct انجام بدهد. معروف‌ترین مثال، تابع new است که یک نمونه‌ی جدید می‌سازد. این توابع را توابع مرتبط می‌نامیم و با :: (دابل کولون) صدا می‌زنیم:

#![allow(unused)]
fn main() {
impl Monster {
    fn new(name: String, color: String, legs: u8, power: u32) -> Monster {
        Monster {
            name,
            color,
            legs,
            power,
        }
    }
}
}

استفاده:

#![allow(unused)]
fn main() {
let dodo = Monster::new(
    String::from("دودو"),
    String::from("سبز"),
    4,
    100,
);
}

این روش خیلی تمیزتر از نوشتن مستقیم فیلدها در main است و حس یک «کارخانه‌ی ساخت هیولا» را می‌دهد! 🏭

[Illustration: Cartoon scene showing a “Method Factory” conveyor belt. Crabs input raw monster parts, a machine labeled “impl Monster” adds behaviors (roar, attack, heal) via &self/&mut self tags, and finished monsters roll out with speech bubbles. Ferris operates a control panel. Style: dynamic, educational, bright colors, 16:9.]


۵.۵. پروژه: دفترچه هیولاها

حالا با هم یک برنامه‌ی کوچک می‌نویسیم که لیستی از هیولاها را نگه می‌دارد و کارهایی رویشان انجام می‌دهد.

۵.۵.۱. ساخت Vec از هیولاها

اول یک Vec (وکتور) از Monster می‌سازیم. وکتور مثل یک کوله‌پشتی جادویی است که می‌توانی هی در آن هیولا اضافه کنی و اندازه‌اش خود به خود بزرگ می‌شود:

#![allow(unused)]
fn main() {
let mut monster_list = Vec::new();

monster_list.push(Monster::new(
    String::from("دودو"),
    String::from("سبز"),
    4,
    100,
));

monster_list.push(Monster::new(
    String::from("بمبی"),
    String::from("قرمز"),
    2,
    75,
));

monster_list.push(Monster::new(
    String::from("زرزر"),
    String::from("زرد"),
    6,
    120,
));
}

(نکته: Vec در فصل ۸ کامل آموزش داده می‌شود، ولی فعلاً فقط بدانید که مثل یک لیست قابل رشد است که با push به آن عضو اضافه می‌کنیم.)

۵.۵.۲. حلقه برای غرش کردن همه

حالا می‌خواهیم روی همه‌ی هیولاهای داخل لیست بچرخیم و از هرکسی بخواهیم غرش کند. برای این کار از یک حلقه‌ی جدید به نام for استفاده می‌کنیم که به طور خودکار به ما یک یک اعضای لیست را می‌دهد:

#![allow(unused)]
fn main() {
for monster in &monster_list {
    monster.roar();
}
}

(علامت & جلوی monster_list یعنی ما فقط قرض می‌گیریم و لیست را مالک نمی‌شویم – درست مثل کارت امانت فصل ۴.)

۵.۵.۳. پیدا کردن قوی‌ترین هیولا

یک تابع می‌نویسیم که قوی‌ترین هیولا را پیدا کند (یعنی بیشترین power را داشته باشد):

#![allow(unused)]
fn main() {
fn strongest(monsters: &Vec<Monster>) -> &Monster {
    let mut strongest = &monsters[0];
    for monster in monsters {
        if monster.power > strongest.power {
            strongest = monster;
        }
    }
    strongest
}
}

و در main:

#![allow(unused)]
fn main() {
let champ = strongest(&monster_list);
println!("قوی‌ترین هیولا: {} با قدرت {}", champ.name, champ.power);
}

۵.۵.۴. تمرین: متد is_stronger_than

به struct Monster یک متد به اسم is_stronger_than اضافه کن که یک &Monster دیگر بگیرد و true برگرداند اگر قدرت خودش از آن یکی بیشتر باشد.

💡 پاسخ:

#![allow(unused)]
fn main() {
impl Monster {
    fn is_stronger_than(&self, other: &Monster) -> bool {
        self.power > other.power
    }
}
}

استفاده:

#![allow(unused)]
fn main() {
if dodo.is_stronger_than(&bombi) {
    println!("دودو قوی‌تر از بمبی است!");
}
}

[Illustration: A cozy notebook open to a “Monster Roster” page. Each entry shows a mini ID card with a cartoon monster sketch and stats. A golden trophy icon highlights the strongest monster. Ferris sits on the desk stamping “Approved” with a smile. Style: warm, inviting children’s book illustration, detailed UI metaphor, 16:9.]


۵.۶. جمع‌بندی و چالش

۵.۶.۱. مرور مفاهیم

در این فصل یاد گرفتی:
struct قالبی برای دسته‌بندی داده‌های مرتبط است.
✅ نمونه‌ها با let x = StructName { fields }; ساخته می‌شوند.
✅ دسترسی به فیلدها با نقطه (.) انجام می‌شود.
✅ متدها در بلوک impl تعریف می‌شوند و اولین پارامترشان self (یا &self یا &mut self) است.
✅ توابع مرتبط (مثل new) با :: صدا زده می‌شوند.
✅ می‌توانیم از .. برای کپی کردن فیلدها از نمونه‌ی دیگر استفاده کنیم (با دقت در مورد مالکیت!).
✅ حلقه‌ی for راهی آسان برای پیمایش لیست‌هاست.

🧠 گاهی بعضی چیزها سخت است، و این اشکالی ندارد!
استفاده از struct و متدها ممکن است در ابتدا کمی عجیب به نظر برسد، اما با تمرین کاملاً طبیعی می‌شود. هر بار که یک struct برای مدل کردن چیزی در دنیای واقعی می‌سازی، در حقیقت مثل یک مهندس نرم‌افزار فکر می‌کنی. اگر هنوز در بعضی بخش‌ها احساس ابهام داری، نگران نباش – در فصل‌های بعدی بارها از structها استفاده خواهی کرد.

۵.۶.۲. چالش: struct Student و نمره

یک struct به اسم Student با فیلدهای name: String و grade: f64 بساز. سپس یک متد به نام passed(&self) -> bool بنویس که اگر grade >= 10.0 بود true برگرداند، در غیر این صورت false.
بعد یک وکتور از چند دانش‌آموز بساز و همه‌ی کسانی که قبول شده‌اند را چاپ کن.

💡 پاسخ نمونه:

struct Student {
    name: String,
    grade: f64,
}

impl Student {
    fn new(name: String, grade: f64) -> Student {
        Student { name, grade }
    }

    fn passed(&self) -> bool {
        self.grade >= 10.0
    }
}

fn main() {
    let students = vec![
        Student::new(String::from("سارا"), 18.5),
        Student::new(String::from("رضا"), 9.0),
        Student::new(String::from("مریم"), 14.0),
    ];

    for student in &students {
        if student.passed() {
            println!("{} قبول شد با نمره {}", student.name, student.grade);
        } else {
            println!("{} نیاز به تلاش بیشتر دارد.", student.name);
        }
    }
}

حالا تو می‌دانی چطور داده‌های مرتبط را در قالب struct سازماندهی کنی و برایشان رفتار (متد) تعریف کنی. در فصل بعد با enum و match آشنا می‌شویم و یاد می‌گیریم چطور با حالت‌های مختلف یک مقدار (مثل وضعیت بازی، آب و هوا، یا رنگ چراغ) کار کنیم. 🌈✨

[Illustration: Ferris wearing a graduation cap, holding a glowing “Chapter 5 Complete” badge. Floating around him are mini structs, impl blocks, and &self tags turning into a neat organized library. Encouraging, bright lighting, children’s book style, 16:9.]